کد خبر : 305
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۲۳:۰۷

درد دل یک بیمار تالاسمی در عسلویه

درد دل یک بیمار تالاسمی در عسلویه

درد دل یک بیمار تالاسمی در عسلویه محمد صوفی ، سایت خبری نایبند : بنده یک تالاسمیک فراموش شده ای هستم که در جنوبی ترین نقطه مرزی ایران و برفراز خلیج نیلگون همیشه فارس و در بطن قطب اقتصادی انرژی پارس زندگی می کنم. بله، در عسلویه به دنیا آمدم و هم اکنون آنجا زندگی

درد دل یک بیمار تالاسمی در عسلویه
محمد صوفی ، سایت خبری نایبند :

بنده یک تالاسمیک فراموش شده ای هستم که در جنوبی ترین نقطه مرزی ایران و برفراز خلیج نیلگون همیشه فارس و در بطن قطب اقتصادی انرژی پارس زندگی می کنم. بله، در عسلویه به دنیا آمدم و هم اکنون آنجا زندگی می کنم. عسلویه شهری به لحاظ نفتی، صنعتی از مهمترین پایگاههای اقتصادی ایران و همچنین یکی از بزرگترین مناطق تولید انرژی جهان در جنوبی ترین نقطه ایران است. تقریباً ۱۵ سال همت و تلاش بعد از جنگ تحمیلی، این دهکده دور افتاده را به نام آوارترین شهر تولید گاز تبدیل کرده است. متاسفانه شهروندان بومی و محلی اینجا از حداقل حقوق خود محروم هستیم بلاخص ما بیماران تالاسمی که می توان گفت: به کلی فراموش شده هستیم.
هشتم ماه می میلادی مصادف با ۱۸ اردیبهشت ماه، به نام «روز جهانی تالاسمی» نامگذاری شده است. هدف از نامگذاری این روز به نام این بیماری، توجه بیشتر مسئولین و مردم به مشکل تالاسمی است، ولی متاسفانه این روز به فراموشی محض سپرده شده است.
یک فرد مبتلا به بیماری تالاسمی نیاز مبرم به انجام آزمایشهای دوره ای،MRI، سیتی اسکن، اکو و …دارد که متاسفانه برخی از این موارد علاوه براینکه در شهرستان عسلویه قابل انجام نیستند حتی در مرکزاستان نمی توان انجام داد و بایستی به استان فارس (شیراز) یا تهران رفت وبا توجه به عدم داشتن سهمیه ی پرواز و از آنجایی که بیماران تالاسمی تحت پوشش هیچ ارگانی نمی باشند، و بایستی خیلی از هزینه ها را آزاد و شخصی پرداخت کنند.
کودک تالاسمی با هزاران امید و آرزو در میان هیاهوی سوزنها بزرگ شده است، چرا فرصتی برای امیدواری و زندگیش نمی گذارید تا بیش از این احساس بیگانگی و غریبی در دیار آشنا نکند.
حال اگر از حس میهن پرستی خود کمک بگیریم و با دولت محترم به سبب برخی مشکلات سیاسی و اقتصادی همکاری کنیم، این دیگر آخر بی انصافی و حق کشی است که در مورد بیماران صورت می گیرد چرا باید داروی رایج و همیشگی این بیماران را (دسفرال) قطع کرده و از داروی جدیدی بنام دسفوناک که در کیفیت و خواص آن نیز شک و شبهه ای وجود دارد بجای آن استفاده شود. متاسفانه با جیره بندی و کمیاب شدن داروهای آهن زدایی (آمپول دسفرال) در بخش تزریق خون، مرگ تدریجی خود را آغاز کرده ایم.
این سوالی است که ذهن بسیاری از بیماران را به خود مشغول کرده است: آینده با این شرایط برای ما چگونه خواهد بود؟؟
اما کلام آخر: مسئولین عزیز، شاید بیماران تالاسمی از نظر قدرت بدنی و سلامت جسمانی دچار مشکل باشند ولی در هنگام مشارکتهای مردمی و خدمت به جامعه یک انسان مستقل محسوب می شوند و به اصطلاح یک نفر یا یک رأی نامیده می شوند پس بهتر است تا در مورد این بندگان خدا که صباحی نزد شما امانت هستند تامل بیشتری کرده و گاه گاهی به رفع مشکلات آنها بپردازید.بیایید و با همت والا وعزم راسخ و با خلوص نیت خستگی قلبمان را از روزگار و سوزش سوزنها مرحم باشید و ما را از خود و خویش بدانید، تا اینگونه تالاسمی بودنمان مورد مظلومیت و بی تفاوتی قرار نگیرد و آسمانمان نیز پر از ستاره های امید باشد.
زمانی که تو بخواهی دستان خسته و رنجورم را بفشاری..
میتوانم باشم،میتوانم پرواز کنم، اگر آسمانم آبی باشد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.